مراد على شمس

784

با علامه در الميزان ( فارسى )

و به همين جهت آن را مكرر نقل مىكند و جواب مىگويد ، و گويندگان آن را به عذاب تهديد مىكند ، البته در اين سوره حقايق متفرق ديگرى نيز هست . « 1 » * زكريا س 751 - با اينكه زكريا عليه السّلام خودش اعتراف به پيرى خود و نازايى همسرش داشته « 2 » و از طرفى خداى را تواناى بر استجابت دعايش ديده و خدا هم فرزندى به نام « يحيى » به او مىدهد ، پس چرا در اين حال از روى تعجب مىپرسد : مگر ممكن است سر پيرى آن هم از زنى نازا فرزنددار شوم ؟ ج - جواب اين است كه اين تعجب خاصيت بشريت است ، و با ايمان به قدرت خدا منافات ندارد ، و در حقيقت استفسار از خصوصيات آن است ، كه چطور صورت مىگيرد ، نه انكار . به هربشرى بشارتى بدهند كه به خاطر وجود موانع و نبود وسائل و اسباب ، انتظار و توقعش را ندارد آنا دلش مضطرب گشته و به محض شنيدن شروع مىكند به پرسش از خصوصيات آن بشارت ، تا به اين وسيله آن اضطراب درونى را ساكن و آرام كند ، با اينكه از همان اوّل يقين دارد كه بشارت راست است . آرى ، علم و ايمان جلو خطورهاى قلبى را نمىگيرد ، همچنانكه نظيرش بيان آيهء شريفهء « إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ، زمانى كه ابراهيم گفت : پروردگارا ، بنماى به من كه چگونه مردگان را زنده مىنمايى . خداوند گفت : آيا بر احياى مردگان ايمان ندارى . ابراهيم گفت : ( ايمان دارم ) ليكن

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 18 ، ص 121 و 122 . ( 2 ) . سورهء مريم ، آيهء 8 .